رهگذر

سلام بر زهرای اطهر

رهگذر

سلام بر زهرای اطهر

طبقه بندی موضوعی

درس مقتل شناسی (بخش2)

سه شنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۳، ۰۱:۳۴ ب.ظ

 

 

استاد حجة الاسلام دکتر سید حسین مومنی


*مخاطب ما چه کسانی هستند.

مخاطبان ما در درجه دوم مردم هستند، در درجه اول خود اهل بیت(علیهم السلام) هستند. چندسالپیش در درس خارج فقه و اصول مرحوم آیت الله شیخ جواد تبریزی(ره) در مسجد اعظم قم بودم، پیرمردی آذری زبان در پای منبر بود که بسیار به حضرت آیت الله اشکال می کرد و آقا هم جواب می داد.

بعداز چند مرتبه آقا عصبانی شدند و گفتند که من جواب دادم دیگر بس است. پیرمرد با عصبانیت گفت: شما جواب مرا ندادید شما روضه خواندید.



در آن لحظه دیدم حضرت آیت الله منقلب شدند و بغض کردند، سه مرتبه فرمودند: ای کاش من یک روضه خوان بودم. بعد یک “السلام علیک یا اباعبدالله” گفتند که احساس کردیم ستون های مسجد اعظم قم به لرزه درآمد. ملاحظه کنید مرجع تقلید می گوید ای من یک روضه خوان بودم.

در خواب حضرت آیت الله بروجردی را دیدند و پرسیدند آقا شما چطورید آیا کسی هم همراه شما است؟ ایشان پاسخ داده بودند: بله. سید فلانی که با الاغ به مجالس زنانه در
روستاهای اطراف می رفت و برای آن ها روضه خوانی می کرد، در بهشت همنشین من است.

 
ناصرالدین شاه (در مجلسی که سید احمد خاتمی حضور داشتند من این نام را بردم، ایشان تذکر دادند که بگوئید”ناصر شاه قجر”) برای حضرت اباعبدالله(علیه السلام) زیاد مجلس برپا می کرد و در میانه مجلس وارد می شد که بیشتر جلب توجه کند.

به او گفتند شیخی در کاشان است که چون خیلی خوب روضه می خواند مخاطبان زیادی دارد. دستور داد او را بیاورند و مجلسی برپا کنند.این کار را انجام دادند. در میانه مجلس آن شیخ، ناصر شاه قجر وارد شد. شیخ اصلا اعتنایی نکرد و به گوشه ای خیره شد و صحبت هایش را ادامه داد.

 ناصرالدین شاه خیلی عصبانی شد و بعد از جلسه از او توضیح خواست. شیخ پاسخ داد: روزی در کاشان نزدیک ظهر از جلسه ای که داشتیم به خانه آمدم تا نماز بخوانم و استراحتی کنم و غذا بخورم تا به جلسه بعدازظهرم بروم.

درب خانه را زدند. باز کردم. پیرزنی بود و گفت شیخ همین الان می آیی برای من روضه بخوانی؟ فوری هم از گوشه چارقدش مبلغ ناچیزی را درآورد و گفت این هم پولت. پاسخ دادم نه مادر، خسته ام بعدازظهر هم منبر دارم باید استراحت کنم. شما برو شخص دیگری را پیدا کن.درب را بستم چند قدم که برداشتم پشیمان شدم و پا برهنه دویدم و پول را گرفتم. به منزلش رفتم، چندین زن نشسته بودند.

سخنانی گفتم و شروع به روضه کردم تا “السلام علیک یا اباعبدالله” گفتم زن ها با حالت عجیبی شیون کردند. دقت کردم دیدم حضرت زهرای مرضیه(سلام الله علیها) در کنار درب ورودی ایستاده و تا من نام حسین(علیه السلام) را می برم بی بی ضجه می زنند و به ضجه حضرت زهرا(سلام الله علیها) همه ضجه می زنند.

 
از آن سال به بعد هرجا روضه می خوانم بی بی(سلام الله علیها) را می بینم. من برای حضرت زهرا(سلام الله علیها) روضه می خوانم نه برای تو.

*ما چقدر اعتقاد داریم که ائمه(ع) در جلسه حضور دارند.

در بحارالانوار ج ۹۸ ص ۷۴ از قول امام صادق(علیه السلام) آمده است که: ستایش مخصوص خداوندی است که در میان مردم افرادی را قرار داد که به سمت ما می آیند، مدح ما را می کنند و مرثیه ما را می خوانند و به واسطه این امور به ما نزدیک می شوند.

آیت الله روحانی می فرمودند: فردی به نام حاج احتشام که روضه خوان حرم حضرت معصومه(سلام الله علیها) بوده، نقل می کرد: هر زمانی که من از جلسات و هیآت می آمدم مادرم درب مجلس نشسته بود ونگران من بود و وقتی من به او می گفتم که من بزرگ شده ام و شما نگران نباش و خودت را در سختی نینداز، پاسخ می داد: من دل نگران ذاکر اهل بیت(علیهم السلام) هستم.

حاج احتشام نقل می کند وقتی مادرم از دنیا رفت هنگام تدفین گفتم یازهرا(سلام الله علیها) من کسی را در قبر گذاشتم که تا پاسی از شب نگران ذاکر تو بود کمکش کن و تنهایش مگذار.
مدتی بعد یکی از اقوام، مادرم را در خواب دید که به او گفته بود به پسرم بگوئید مرا به خوب کسی سپرده است. از لحظهای که مرا در قبر گذاشته اید و به حضرت زهرا(سلام الله علیها) سپرده اید، من ملازم و همراه حضرت زهرا(سلام الله علیها) هستم.

دونفر باهم عازم کربلا شدند. به کاروانسرایی رسیدند. یکی از آن دو مریض شد و نتوانست به زیارت برود. دیگری رفت و بازگشت. فرد مریض به دیگری گفت من ثواب زیارت تو را به فلان قیمت می خرمو او نیز پذیرفت. هر دو در کاروانسرا حضرت زهرا(سلام الله علیها) را در خواب دیدند؛
حضرت زهرا(سلام الله علیها) کسی را که ثواب زیارت کربلا را خریده بود دعا کرد و در حق کسی که این ثواب را فروخته بود نفرین کرد. شما چه سله و پاکتی بالاتر از این می خواهید؟

روایتی از امام زمان(علیه السلام) در مکیال المکارم ج ۲ ص ۴۶نقل شده است: من همیشه برای مؤمنی که مصائب جد شهید مرا متذکر بشود و بعد برای فرج من دعا کند، دعا می کنم. شما چه سله ای از این بالاتر می خواهید که امام زمان(علیه السلام) دعایتان کند. می شود روی این خواندن قیمت گذاشت؟

*ائمه(ع) ذره ای به کسی بدهکار نمی مانند.

ائمه(علیهم السلام) ذره ای به کسی بدهکار نمی مانند چه در این دنیا چه در آخرت. امام مجتبی(علیه السلام) شعری را به قیمتی گزاف از عمروعاص خریدند.
دلیلش را از حضرت(علیه السلام) پرسیدند؟ فرمودند: این شعر در وصف پدرم علی(علیه السلام) است اگر عمروعاص با این شعر از دنیا برود ما باید در قیامت شفاعتش کنیم.
یقین داشته باشیم اهل بیت(علیهم السلام) ما را از همه لحاظ مادی و معنوی تامین می کنند، از جایی که حدسش را هم نمی زنیم ما را تامین می کنند.



در آن لحظه دیدم حضرت آیت الله منقلب شدند و بغض کردند، سه مرتبه فرمودند: ای کاش من یک روضه خوان بودم. بعد یک “السلام علیک یا اباعبدالله” گفتند که احساس کردیم ستون های مسجد اعظم قم به لرزه درآمد. ملاحظه کنید مرجع تقلید می گوید ای من یک روضه خوان بودم.

در خواب حضرت آیت الله بروجردی را دیدند و پرسیدند آقا شما چطورید آیا کسی هم همراه شما است؟ ایشان پاسخ داده بودند: بله. سید فلانی که با الاغ به مجالس زنانه در
روستاهای اطراف می رفت و برای آن ها روضه خوانی می کرد، در بهشت همنشین من است.

 
ناصرالدین شاه (در مجلسی که سید احمد خاتمی حضور داشتند من این نام را بردم، ایشان تذکر دادند که بگوئید”ناصر شاه قجر”) برای حضرت اباعبدالله(علیه السلام) زیاد مجلس برپا می کرد و در میانه مجلس وارد می شد که بیشتر جلب توجه کند.

به او گفتند شیخی در کاشان است که چون خیلی خوب روضه می خواند مخاطبان زیادی دارد. دستور داد او را بیاورند و مجلسی برپا کنند.این کار را انجام دادند. در میانه مجلس آن شیخ، ناصر شاه قجر وارد شد. شیخ اصلا اعتنایی نکرد و به گوشه ای خیره شد و صحبت هایش را ادامه داد.

 ناصرالدین شاه خیلی عصبانی شد و بعد از جلسه از او توضیح خواست. شیخ پاسخ داد: روزی در کاشان نزدیک ظهر از جلسه ای که داشتیم به خانه آمدم تا نماز بخوانم و استراحتی کنم و غذا بخورم تا به جلسه بعدازظهرم بروم.

درب خانه را زدند. باز کردم. پیرزنی بود و گفت شیخ همین الان می آیی برای من روضه بخوانی؟ فوری هم از گوشه چارقدش مبلغ ناچیزی را درآورد و گفت این هم پولت. پاسخ دادم نه مادر، خسته ام بعدازظهر هم منبر دارم باید استراحت کنم. شما برو شخص دیگری را پیدا کن.درب را بستم چند قدم که برداشتم پشیمان شدم و پا برهنه دویدم و پول را گرفتم. به منزلش رفتم، چندین زن نشسته بودند.

سخنانی گفتم و شروع به روضه کردم تا “السلام علیک یا اباعبدالله” گفتم زن ها با حالت عجیبی شیون کردند. دقت کردم دیدم حضرت زهرای مرضیه(سلام الله علیها) در کنار درب ورودی ایستاده و تا من نام حسین(علیه السلام) را می برم بی بی ضجه می زنند و به ضجه حضرت زهرا(سلام الله علیها) همه ضجه می زنند.

 
از آن سال به بعد هرجا روضه می خوانم بی بی(سلام الله علیها) را می بینم. من برای حضرت زهرا(سلام الله علیها) روضه می خوانم نه برای تو.

*ما چقدر اعتقاد داریم که ائمه(ع) در جلسه حضور دارند.

در بحارالانوار ج ۹۸ ص ۷۴ از قول امام صادق(علیه السلام) آمده است که: ستایش مخصوص خداوندی است که در میان مردم افرادی را قرار داد که به سمت ما می آیند، مدح ما را می کنند و مرثیه ما را می خوانند و به واسطه این امور به ما نزدیک می شوند.

آیت الله روحانی می فرمودند: فردی به نام حاج احتشام که روضه خوان حرم حضرت معصومه(سلام الله علیها) بوده، نقل می کرد: هر زمانی که من از جلسات و هیآت می آمدم مادرم درب مجلس نشسته بود ونگران من بود و وقتی من به او می گفتم که من بزرگ شده ام و شما نگران نباش و خودت را در سختی نینداز، پاسخ می داد: من دل نگران ذاکر اهل بیت(علیهم السلام) هستم.

حاج احتشام نقل می کند وقتی مادرم از دنیا رفت هنگام تدفین گفتم یازهرا(سلام الله علیها) من کسی را در قبر گذاشتم که تا پاسی از شب نگران ذاکر تو بود کمکش کن و تنهایش مگذار.
مدتی بعد یکی از اقوام، مادرم را در خواب دید که به او گفته بود به پسرم بگوئید مرا به خوب کسی سپرده است. از لحظهای که مرا در قبر گذاشته اید و به حضرت زهرا(سلام الله علیها) سپرده اید، من ملازم و همراه حضرت زهرا(سلام الله علیها) هستم.

دونفر باهم عازم کربلا شدند. به کاروانسرایی رسیدند. یکی از آن دو مریض شد و نتوانست به زیارت برود. دیگری رفت و بازگشت. فرد مریض به دیگری گفت من ثواب زیارت تو را به فلان قیمت می خرمو او نیز پذیرفت. هر دو در کاروانسرا حضرت زهرا(سلام الله علیها) را در خواب دیدند؛
حضرت زهرا(سلام الله علیها) کسی را که ثواب زیارت کربلا را خریده بود دعا کرد و در حق کسی که این ثواب را فروخته بود نفرین کرد. شما چه سله و پاکتی بالاتر از این می خواهید؟

روایتی از امام زمان(علیه السلام) در مکیال المکارم ج ۲ ص ۴۶نقل شده است: من همیشه برای مؤمنی که مصائب جد شهید مرا متذکر بشود و بعد برای فرج من دعا کند، دعا می کنم. شما چه سله ای از این بالاتر می خواهید که امام زمان(علیه السلام) دعایتان کند. می شود روی این خواندن قیمت گذاشت؟

*ائمه(ع) ذره ای به کسی بدهکار نمی مانند.

ائمه(علیهم السلام) ذره ای به کسی بدهکار نمی مانند چه در این دنیا چه در آخرت. امام مجتبی(علیه السلام) شعری را به قیمتی گزاف از عمروعاص خریدند.
دلیلش را از حضرت(علیه السلام) پرسیدند؟ فرمودند: این شعر در وصف پدرم علی(علیه السلام) است اگر عمروعاص با این شعر از دنیا برود ما باید در قیامت شفاعتش کنیم.
یقین داشته باشیم اهل بیت(علیهم السلام) ما را از همه لحاظ مادی و معنوی تامین می کنند، از جایی که حدسش را هم نمی زنیم ما را تامین می کنند.

  • سعید فریدی نور

نظرات  (۱)

  • چراغعلی نورانی
  • نیاز به ویرایش دارد

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    #include using namespace std; int main () { cout << "Hello World!"; return 0;